آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم. توضیحاتی در مورد کتاب هدف از نوشتن این کتاب این است که به خواننده ایده و فرصتی برای درک هدف زندگی و همچنین کار و پیشرفت در این زندگی بدهد، در حالی که یک زندگی عادی و معمولی داشته باشد. هیچ راز و ادعایی وجود ندارد. به نظریه جدید تبدیل شده است. هر آنچه که امروز انسان می تواند در این مورد بنویسد، به شکلی، در جایی، توسط کسی در گذشته نوشته شده است. خدا – آن گریزان ترین کلمه، استثمار شده ترین کلمه ای که بیشترین اشتباه را درک کرده است، اگر خدا باشد، آیا می تواند چنین باشد. که او سختترین و عجیبترین اعمال و شرایط خاص را میطلبد، که در آن عدهای اندک میتوانند او را بیابند، پس او خدای عصر ما نیست! یک فرد معمولی چند سوال مهم در ذهن دارد: 1. هدف از زندگی و تولد چیست؟ 2. آیا صاحبخانه ساده میتواند این را بفهمد یا فراتر از درک اوست و بهتر است به عده معدودی واگذار شود؟ 3. آیا اختیار به انسان داده شده است یا همه چیز از پیش مقدر، نشانه گذاری و ترسیم شده است تا ابدیت آینده؟ زندگی واقعاً جذابیتهای خود را از دست میدهد و پس از آن هیچ امیدی برای مردان صادقی وجود نخواهد داشت که از صمیم قلب آرزوی انجام کاری ارزشمند را دارند. 4. قدرتی در پس آفرینش به هر نامی که می دانیم وجود دارد، آیا می توان قوانین او را شناخت و درک کرد یا باید بپذیریم که چون محدود هستیم، نمی توانیم مؤسسه را درک کنیم؟ 5. آیا یک راه میانه طلایی وجود دارد – نه از اغماض افراطی و نه انکار مطلق؟ 6. آیا صاحب خانه باید چنین دانش و پیشرفتی را رها کند یا از همه چیز دست بکشد و سانیاسی شود؟ “یک یادداشت عشق بازجویی، یک گرسنگی غیر قابل رفع برای روشنگری، در مورد مشکلات اساسی.”
دیناکالا | فروش آنلاین به سادگی هر چه تمام









نقد و بررسی وجود ندارد.